متن روانخوانی
قاسِم یک قَناری داشت. قَناریِ او در قَفَس بود. قَناری قَفَس را دوست نَداشت. روزی قاسِم به بَرادَرش باقِر گُفت : پَرَندگان در قَفس شاد نیستَند. قاسِم درِ قَفَس را باز کَرد. وَقتی دَر باز شُد، قناری پَرواز کَرد و پَس اَز آزادی روی شاخه یِ دِرخت آواز سَر داد. قاسِم شاد شُد و خَندید.
باقر به او گُفت: قُرآن کِتابِ آسمانیِ ما می گویَد به پَرندگان آزار نَرِسانید.
قاسِم قایق سَواری را دوست دارد و در مُسابِقه بَرنده شد.
باقر برایِ کُمک به مادر، قاشُق و بُشقاب را به اُتاق بُرد.
از روی متن بالا چندین بار بخوان و بعد ۱۰ کلمه که به نظرت مشکل است را انتخاب کن و آن ها را بخش کن و بنویس.
مثلا:
قاسِم=قا + سِم
جمع و تفریق زیر را روی محور نشان بده.
=۴ ۴
= ۸-۵
از ۲ تا ۲۰ را دو تا دوتا بشمار و بنویس.
از ۱ تا ۲۱ را هم دو تا دو تا بشمار و بنویس.