روان خوانی درس ض

رضا از پشت پنجره بیرون را تما شا می کرد.

در حوض چند ماهی شنا می کردند.

گربه ای بلا،آرام آرام نزدیک آمد .

بعضی از ماعی ها تا گربه را دیدند به زیر آب رفتند.

یک بچه ماهی روی آب بازی می کرد.

گربه می خواست بچه ماهی را بگیرد.

رضا آن را دید.بلند شد وگربه را از حوض دور کرد.

صدای اذان به گوش می رسید.

رضا با خود گفت:وقت نماز است.

بهتر است وضو بگیرم ونماز بخوانم.

 

 

داستان سازی

داستان سازی با کلمه های:

صبح،احساس،صبحانه،محمد،خوش حال ،حنا،حمام،حوله،

حال،ناراحت

امروز محمد با صدای مادرش از خواب بیدار شد.

از اتاقش بیرون آمد و به مادر و پدرش سلام کرد.

بعد از دستشویی و شستن دست و صورتش با پدر و

مادرصبحانه خورد.

محمد مثل روز های قبل خوش حال و سرحال نبود.

مادر فهمید . او به مادر گفت :من دیشب خوب

نخوابیدم و خواب های بد دیدم.

مادر گفت:اگر می خواهی سرحال شوی،حوله ولباست

را بردار و به حمام برو من هم کمی حنا برایت می آورم

تا به بدنت بمالی و پوستت نرم وتمیز  شود.

محمد به حمام رفت .وقتی بیرون آمد احساس خوبی

داشت و خوش حال و سرحال شده بود.

              نویسنده کوچک:النا باقری

روان خوانی  ح

متن روان خوانی زیر رو بخوانید ،برای آن اسم  انتخاب کنید

و سپس به سوالات آن پاسخ دهید

امروز محمد صبح زود از خواب بیدار شد.

او می دانست که پدر می خواهد او را به ساحل 

دریا ببرد.

دست وصورت خود را سشت وبا حوله ی مخصوص 

خشک کرد.

مادر وسایل صبحانه را در سبد گذاشت.

سوار ماشین شدند وبه سمت دریا حرکت کردند.

در راه با مادرش درباره ی معلم خود حرف زد.

او گفت: معلم ما خیلی زحمت کشیده است تا 

حروف الفبای فارسی را به ما یاد بدهد.

آن ها در ساحل چادر زدند.

پس از خوردن صبحانه کمی شنا کردند.

بعد به کنار رودخانه ای زیبا رفتند که چند تمساح

کوچک در آب بازی می کردند.

پدر حلزون هایی را به محمد نشان داد و گفت:

به این حیوان خانه به دوش می گویند.

محمد با خوش حالی آن ها را می دید و احساس 

شادی می کرد.

 

پرسش ها

1-آن ها در کجا چادر زدند؟

2-محمد دست و صورت خود را با چه چیزی خشک کرد؟

3-چرا به حلزون حیوان خانه به دوش می گویند؟

4-محمد درباره ی معلمش چه گفت؟

روان خوانی

روان خوانی  (  ث  )

 

 ثریا و علی خواهر و برادر هستند.

آن ها هر روز در بوستان نزدیک خانه ورزش می کنند.

زیرا می دانند که ورزش باعث سلامتی می شود.

هیچ وقت با دست وصورت کثیف چیزی نمی حورند.

روزی سه بار مثل بچه های پاکیزه دندان های خود را مسواک می کنند.

آن ها دوست ندارند اثری از خوراکی ها روی لثه و دندان هایشان باقی بماند.

امروز اول ماه رجب است و چند روز دیگر عید مبعث است.

پدر می خواهد ، رور عید این دو نفر را به زیارت امام هشتم در شهر مشهد ببرد.

بچه ها از اینکه به زیارت می روند شاد هستند زیرا امامان را بسیار دوست دارند.

 

تکلیف 18 فروردین

سلام

با استفاده از کلمه های زیر یک داستان زیبا بنویس.

 

مثل_  ثریا_باعث _ کثیف - لثه _ ثانیه -

 

5تا مساله ریاضی بنویس.

از 50 تا 80 را با عدد و حروف بنویس.

 

املا

تکلیف 16 فردردین

جمله سازی

عمو:

مزرعه:

شروع:

عزیز:

جمع:

بعد:

ساعت:

عروسک:

عینک:

معلم:

عید:

دعا:

املاو 2 تامساله


تکلیف 16 فردردین

جمله سازی

عمو:

مزرعه:

شروع:

عزیز:

جمع:

بعد:

ساعت:

عروسک:

عینک:

معلم:

عید:

دعا:

املاو 2 تامساله

 

تکلیف 15 فروردین

روز بخیر

 

بخوان و بنویس

ع

علی

معصومه

معلم

عزیز

شروع

بعد

ساعت

جمع

عروسک

عینک

 

املا از درس صدای موج و سفر دلپذیر

 

10 تا جمع سه عدد با چوب خط

 

       خدا نگهدار

تکلیف 14 فروردین

جمله سازی

 

گذشته :

 

می گذرد :

 

 

گذشت:

 

 

گذاشت:

 

آذر:

 

دلپذیر:

 

 

اذان :

 

 

ذرت:

 

 

برای اعداد زیر شکل بکشید و در جدول قرار دهید ،

 

سپس آن را با حروف بنویسید.

 

18-22-38-43-57-60-74-86-91

 

ممکنه این عددها با یادداشت شما فرق داشته باشه

 

این مهم نیست ولی حتما 10تا عدد 2رقمی که

 

ده تایی هاشون مثل هم نباشه.

 

بچه هایی که امروز غایب بودند یک صفحه از کتاب

 

نوشتاری فارسی ( کتاب کار) هم بنویسند.صفحه

 

اول از تمرینات درس سفر دلپذیر.

 

 

 

داستان نشانه ی(ذ)

(ز )در یک سفر خارجی وعربی، فهمیده بود که یک صدا شبیه صدای خودش وجود دارد .خیلی مشتاق شده بود که این نشانه رااز نزدیک ببینه.

شنیده بود که صداش شبیه صدای (ز )است اما اسمش وشکلش با خودش فرق داره.

وقتی رسید به در خونه ی خانم (ذ) زنگ زد در که باز شد با دیدن خانم (ذ) یک لحظه فکر کرد که (د) تنها تو شهرک الفبا است اما وقتی صداشو شنید ونقطه ی بالای سرش را دید فهمید که (د) نیست وقتی باهم صحبت کردن دیدند صداهاشون واقعا شبیه هم است باهم دوست شدند وقرار شد که به دعوت (ز) خانم (ذ)به شهرک الفبا بیاد تا اهالی شهرک الفبا نیز با این نشانه اشنا شوند .

بلاخره خانم (ذ)بعد از چند ماه به شهرک الفبا امد اما با صدای (ز) واسم ذال .

کلماتی مثل لذیذ،دلپذیر،لذت،ذرت،آذر،غذا

،ذره بین،....کلماتی هستند که با (ذال) نوشته می شوند .

 جایگاه وخانه ی (ذال) تو شهرک الفبا بین (د) و(ر) بود وفقط کلمات بخصوص ومحدودی با این نشانه ساخته شد.ویکی دیگر از نشانه های عربی به شهرک الفبا راه یافت .

شما بچه های گل باید کاملا حواس تون جمع باشه تا موقع نوشتن کلمات این دو نشانه را اشتباه نگیرید واملای درست کلماتی که با این دو نشانه که صداشون یکی است را بدون اشتباه بنویسید. 

 

                                    « روز خوش

تبریک

سلام

 

 

اولین روز مدرسه در سال

 

       1395 مبارک

 

خوش حالم که امروز شما

 

 

رو بعد از چند روز تعطیلی

 

 

دیدم .